X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 1390/10/09 در ساعت 08:50 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : عبدالحمید یوسفی

عنوان : اتنوگرافی هزاره ها «قدامت تاریخی زیست هزاره ها »


قدامت تاریخی زیست و زندگی هزاره ها در هزاره جات بیشتر از طول و پهنای تاریخ است ، منتها در ادوار مختلف تاریخ این خطه باستانی و مردمان ساکن آن که اکنون هزاره یاد میشود ، دارای نامهای قبایلی مختلف قومی بوده ومنطقه نیز دارای اسامی مختلف به ارتباط وضعیت طبیعی و جغرافیه اش بوده است.

این سرزمین باستانی با تاریخ حماسی مردمانش که درون دره ها دامنه کوهها ، کنار دریا ها و دشت های حاصلخیز آن به حیات پرداخته اندوهیچگاه از زبان تاریخ فرونیفتاده است ، تاریخ مبارزات و تمدن این خط ه کهنسال در قرون گذشته و نسل های اینده بخشی از زیباترین فصول تاریخ منطقه بوده و خواهند بود.

قلل شامخ و دره های زیبای هزاره جات و ساکنان قهرمان آن همچون کام اژدها در طول تاریخ نگذشته اند سم اسپ مهاجمین در خم و پیچ دره های آن به ارامی برزمین نشیند ، کوروش هخامنشی با تهاجم و خشیانه اش آنچنان خاک در چشم شد که بزودی مزه تلخ آنرا اسکندر یونانی با حسرت و اندوه در گوربرد...

مقدمه

ما مسلمانان به این عقیده هستیم که ما انسان ها  از طرف خداوند و از اولاده های حضرت آدم و حوا هستیم و در نکات مختلف زمین تیت و پراگنده شده ایم و به زبان های مختلف سخن می گوییم و به زندگی خود ادامه می دهیم تا بلاخره به سوی خداوند برویم و جهان فانی را وداع گویم و این هم به ما مسلمانان روشن است که برتری انسان نسبت به انسان دیگر در تقوا و پرهیز گاری می باشد .

این هم برای ما انسان ها دارای ارزش می باشد خدمت به بشریت و مدنیت نه نتها که افتخار به قوم ملیت و وطن  و دین می شود بلکه افتخار به انسانیت میباشد که نسل های بعدی دارای زندگی آسوده تر می باشد این ارزش دارای اهمیت زیادتر می باشد تا اینکه سال ها در یک منطقه حکمروای کردند و پیشرفت نکردند و خیانت به انسانیت و بشریت و اسلام عزیز!

لازم  به ذکر می باشد که در کشور عزیز ما افغانستان که در طول گذشت زمانی نام های مختلف و سرحدات مختلف را داشته اقوام مختلف زندگی داشته اند که من در اینجا یک قوم آن که هزاره می باشد به بحث می گیریم .

هزاره ها نیز یکی از اقوام ساکن در افغانستان می باشد و مانند سایر اقوام در این کشور پیشنه  تاریخی داشته و دارای قدامت تاریخی و از خود اثار های با ارزشی به جا گذشته اند که این اقوام نیز دارای رسم رواج ، عنعنات ، فرهنگ و انواع تفریح ها می باشد که در موضوع سیمنار من جای را به خود اختصاص داده . چون این مردم اکثرا در مناطق مرکزی زیست دارند و مناطق این مردم دارای کوه های زیادی می باشد و به همین خاطر است که پیشه این مردم را  اکثرا زراعت و مالداری تشکیل می دهد و از این طریق به زندگی خود ادامه می دهد .

پیشگفتار

خواستم که سیمنار را در مورد اتنوگرافی مردم هزاره مقیم خارج تهیه نمایم چون این مردم در میحط های گوناگون مهاجرت کرده اند و  زندگی می کنند از همین خاطر دارای رسم رواج های مختلف و تغییر در فرهنگ و انواع تغییرات دیگر که در زندگی این مردم آمده برای شما نوشته و به سمت شما برسانم.

اینکه این مردم چرا مقیم خارج شده اند و چه وقت مقیم خارج شده اند بحث دور و دراز می باشد که زیادتر مربوط مسایل سیاسی ، نژادی ، مذهبی می شود که ما روی این مسایل زیاد  نمی چرخیم . اما من می خواهم که به صورت خلاصه اینجا به چند نکته ذکر کنم چون هزاره های مقیم خارج به چندین کشور مانند پاکستان ، ایران ، عراق ، المان ، ...  و سایر کشور های دیگر مقیم شده دلایل گوناگون دارد اینکه چرا عده پاکستان و عده هم ایران و عده دیگر هم دیگر کشور ها را انتخاب کرده متعلق به طرز تفکر انها می شود .

هزاره های که ایران را انتخاب کردند به خاطر زیارت ها و دیگر مکان های مقدس که در ایران بودن آن کشور را انتخاب کردند چون که این مردم به عقیده خود بسیار محکم و عقیده تی میباشد و عده دیگر که پاکستان را انتخاب نمود برای کار این کشور را انتخاب کردند زیرا آن وقت این مردم از دهات های خود بیرون نشده بودند و وقتی که عده به کشور پاکستان رفتند و کار یافتند آمدند و دیگر خویشاوندان و اقوام خود را باخبر ساختند ...

نام هزاره ها !

کلمه هزاره از لغت فارسی گرفته شده است . این کلمه ترجمه لغت مغولی مینگان است که معرف یک واحد از قشون مغول بود . لشکر   مغول به چند واحد تقسیم می  شد . آربان به معنای ده یوان به معنی صد , مینگال به معنای هزار و تیومان یا تومان به معنای ده هزار . بدین ترتیب بزرگترین واحد در ارتش مغولان تیومان و کمترین واحد ان اربان بود . این عبارات که در ابتدا کاملا به مفهوم نظامی خود به کار گرفته می شدند ، در طی قرون 14 تا 17 معنای واقعی خود را از دست دادند ، به طوری که در بین مغولان نواحی شرق به عنوان مثال کلمه تیومان دیگر به عنوان شاخص یک واحد نظامی نبود ، بلکه نماینده یک اجتماع بزرگ از قبیله مغول بود یا یک تیول مغولی شکلی که یک قبیله بزرگ مغولی را تحت پوشش می آورد ( ایرات ) مرکب بود از چهار تیومان ولوس .

ولوس در لهجه مغولی عبارت است از یک نژاد یا یک ملت و قوم باکشته شدن بیش از حد سربازان مغول در جنگهای مداوم دست نکشید که تهیه و تدارک ده هزار مرد جنگی توسط فرماندهان مغول امکان پذیر نبود . آهسته اهسته کابرد عبارت تیومان کاملا از بین رفت و به جای آن کاربرد واحد کوچک تری از نیرو های مغول به نام مینگال یا مینگ بر سر زبان ها افتاد . در طی قرون  14 تا 17 کلمه اوبق جانشین کلمه منگان شد و در زبان فارسی کلمه "هزاره" به معنای هزار به کار رفته است . این هر دو کلمه " اوبق و هزار "  در سالهای برای مشخص کردن قبیله ای به کار گرفته شده است.

در منابع افغان ، کلمه هزاره در دهه آخر قرن چهارهم امده است . تیمور قوایش را تحت فرماندهی امیر شیخ لقمان بارلس برای مقابله با قبایل هزاره فرستاد که در ناحیه هزاره جات سکونت داشتند

.

فلچر : معتقد است که کلمه هزاره حتی قبل از هجوم مغولان وجود داشته است و مردم مغول تبار قرن ها قبل از حمله مغولان به مناطق هزاره جات در این مناطق زندگی می کردند .  علاوه بر این حقایق تاریخی چند دلیل جالب دیگر در توضیح کلمه هزاره بیان داشته است .

هاورث : بر این باور است که هزاره ها ممکن است به قبیله ترک خزر مربوط باشند ،کسی که در امتداد راه برادرش موسوم به "ترک"  از نوادگان یافیس قوم ترک را تاسیس کرده است .

یک نویسنده افغان به نام شاه علی اکبر شهرستانی این را به پایتخت دوم پادشاهی اراکوزیا به اسم هوسلا یا اوزلا نسبت داده است .

چهره شناسی !

هزاره ها بدون هیچ گونه بررسی و مطالعه از چهره شان به عنوان مردمان مغول چهره توصیف شده اند . استخوان گونه آنها برجسته است . چشمهای بادامی ریش کم پشت ، چهره پهن و سرگردی دارند ، موهایشان حنایی و سیاه و چهره یشان زرد مایل به قهوه ای است .

تاریخ زبان هزاره ها

معلوم نیست که هزاره ها چه زمانی زبان مغولی را از یاد برده ، متکلم به زبان فارسی شدند. ماخذی راجع به زبان آنها از وقت مستقر شدن شان در هزاره جات در قرن سیزدهم تازمانی که بابری ها در قرن شانزدهم به آنها حمله ور شدند، در دست نیست . هزاره ها در زمان بابر ها هنوز به زبان مغولی صحبت می کردند ، ولی وقتی که جهانگردان غربی به آنها برخوردند و مشاهدات خود را ثبت کردند ، کسی از مردم هزاره را ندیدند که به زبان مغولی صحبت کنند و انچه از زبان اولیه داردند  لغاتی است که نتواسته اند برایشان جانشین مناسب پیدا کنند . این موضوع نشان می دهد که هزاره ها زبان اولیه خود دارند.

فرق عمده میان هزاره افغانستان و پاکستان

گر چند که هزاره ها هر جا که باشند دارای حس وطن دوستی و قوم دوستی می باشد و این را به اثبات رسانیده است ولی فرق های که در اینجا ذکر می گردد در قسمت فرهنگ رسم  و رواج عنعنات و سایر تاثیرات می باشد که محیط بالای انها تاثیر گذاشته است .

یکی از این فرق های عمده که میان هزاره های پاکستان ، ایران ، و افغانستان می باشد و آن در طرز زبان و گفتار می باشد که هزاره های که در افغانستان زندگی دارند مطابق محیط همان منطقه عیار شده اند و به همان لحجه تکلم می کنند مانند غزنی ، بامیانی ، دای کندی ، کابلی ، بهسودی ...

ولی هزاره های که در ایران زندگی دارند زیادتر تحت تاثیر ایرانیها قرار گرفته اند  و به لحجه های انها تکلم می کند که بیشتر جنبه ادبی و نوشتاری دارد  ولی هزاره های در پاکستان زندگی دارند زیادتر کوشش دارند که از اعماق زبان هزارگی و لغات بسیار کهن هزارگی را استفاده کنند با انکه در تکلم زبان هزاره های پاکستان انگلسی ، اردو ، پشتو نقش دارد با آنهم الفاظ هزاره گی دارند که بسیار عمیق می باشد چنانچه که چندین هفته نامه ، ماهنامه ، و کتاب و لغات نامه های هزاره گی به نشر رسیده است که از جمله می توان مجله منجی , سیبید و  کتاب معروف آن به نام ضرب المثل های هزاره گی می باشد که توسط حسین علی "یوسفی" نوشته شده که از بهترین کتاب ها می باشد .

که در این کتاب علاوه از ضرب المثل های هزاره گی، شعر ، دوبیتی نیز شامل می باشد که هر جوان هزاره که تعریف و یا چند صفحه از آن را بخواند آرزو خریدن و داشتن آن را می کند .

‍ـ فرق دیگر که میان هزاره های داخل و خارج  می باشد در طرز لباس پوشیدن نیز می باشد که این هم مانند زبان تحت تاثیر محیط بوده هزاره ها ایران زیادتر از پتلون و یخن قاق استفاده می کنند ولی هزاره های داخل علاوه از لباس هزاره گی ، لنگی ، کلاه سفید ، یخن گلدوزی ، شال خاص که گلدوزی دست می باشد زیر پیراهن که گلدوزی شده و یک نوع دستمال که توسط دست گلدوزی می شود و روی آن چیزی های نوشته به چاپ و دوخته می شود .

ولی هزاره های که در پاکستان است همین لباس هزاره گی ساده می پوشند فرق عمده زیاد را می توان طرز لباس پوشیدن زنان و دختران زیادتر متوجه شد .

ـ فرق دیگر که زیادتر از همه مورد توجه است در قسمت رسم و رواج و فرهنگ است که این رسم شامل مراسم مهمانی ، اعیاد، عروسی ها ، دعوت ها ، روابط فامیلی ، مجالس فاتحه خوانی ، مراسم مذهبی ... می باشد که از این نقطه نظر در باره هزاره های افغانستان می توان گفت که در مراسم مخارج زیادتر را مد نظر می گیرد و افراد زیادتری را دعوت می کند در حالیکه هزاره های پاکستان و ایران مخارج کمتر و رسوم و عنعنات کم مصرف و افراد کم را دعوت می کند که از آن جمله می توان خراج عروسی را مد نظر گیریم یک عروسی در افغانستان حد اوسط 6 لگ افغانی به مصرف می رسد و در حالیکه در پاکستان می توان یک عروسی را تا 4 لگ کلدار پاکستانی به اتمام برسانیم که زیاتر تحت تاثیر دانستگی می باشد .

ـ فرق دیگر در مراکز اموزشی می باشد در افغانستان بچه ها و دختر ها جدا از هم در مکاتب جدا مشغول درس خواندن می باشد در حالیکه در پاکستان این طور نیست چرا که اول زمینه مساعد نیست و دوم چون دانستگی آنها نسبت به هزاره های افغانستان بالاتر می باشد این طریق را استفاده می کند که این طریق یک طریق بسیار موثر می باشد.

ـ در قسمت تفریح نیز تفاوت وجود دارد میان هزاره های داخل و خارج چون اکثرا هزاره های که درافغانستان زندگی دارند در دهات می باشند تفریح زیاد ندارد و تمام مشغل کار اند و زیاد دنبال تفریح نمی گردند چون اکثرا محیط آزاد و همیشه می تواند هوا ازاد تنفس کنند  هزاره های پاکستان برنامه تفریح خود را در پارک ها ، در کوه ها می  روند و یا تعداد اقلیت در شهر های دیگر می روند برای چند روز .

این بود قسمتی از فرق های که در قسمت فرهنگ و رسم و رواج های مردم هزاره در کشور های پاکستان ، ایران و افغانستان .

اشخاص بارز هرازه های خارج مرز !

هزاره های علاوه از اینکه اشخاص بارز در افغانستان دارند و داشته اند در پاکستان نیز این طور می باشد که این اشخاص در رشته های مختلف ، هنر ، ورزش ، نظامی ، و دیگر دانشکده توانسته اند که خدمت به بشریت کرده باشند . که در اینجا از جمله انها چند تن از انها را به معرفی می گیرم .

پروفیسور فاطمه چنگیزی : زنی اصالتا از هزاره های بهسود مقیم کویته . وی اولین زن در میان زنان مردم هزاره بود که از دانشکده فارغ التحصیل شد و می خواست به شغل معلمی در دانشکده دخترانه دولتی در کویته مشغول شود . او یک پروفیسور است و زبان فارسی تدریس می کند. او خواهر مارشال شربت علی خان چنگیزی است.

غلام حیدر : هزاره ای از کویته ، اولین نفر در میان هزاره های قبیله اش بود که به خدمت وزارت خارجه پاکستان در آمد و در همه 1970قا م مقام  سفارت پاکستان در استرالیا بود .

سناتور کاپیتان غلام محمد : هزاره مشهور از هزاره های کویته ، رهبر سیاسی که بعد از بازنشستگی از ارتش ، وارد سیاست شد و به عنوان عضو شهرداری کویته ، ایفای نقش می کرد . در زمان نخست و زیری بوتو ( 1971-1977) به عنوان نماینده مردم کویته در مجلس سنا و نماینده قبیله اش در مجلس ملی پاکستان انتخاب شد. رهبری متواضع و خدمتگزاری خاضع برای هزاره ها بود . او در آخرین روز های دهه 1970 بدرود حیات گفت .

سید ابرار حسین ( هزاره ) : وی یکی از قهرمانان بارز بود  که توانسته بود در سطح جهان مدال اولمپیک را در رشته بوکس به کشور پاکستان افتخار بخشد و توانسته بود علاوه بر آن چندین مدال را از بازی های اسیای به کشور خود اهدا نماید ، و محبوبیت زیادی میان ورزشکاران و هنر دوستان  بدست ارد و چندین بار مدال های افختار امیز را از جانب کشور پاکستان بگیرد .

حیدر علی (هزاره) :  او توانست که در دوران حکومت جنرال پرویز مشرف چندین مدال اسیای را برای پاکستان بیاورد و در یکی از مدال های که از هند اورد توانست از طرف دولت پاکستان به دست جنرال پرویز مشرف  به وی اهدا گردید .

غلام علی هزاره : او نیز یک ورزش کار بارز پاکستان  می باشد که در  حال حاضر ریاست کمیته کاراته مربوط او است وی توانسته که چندین مدال های اسیای و جهانی را برای پاکستان بیاورد و همانند حیدر علی هزاره مدال های از طرف ریاست جمهوری پاکستان گرفته است .

پروفیسور محمد حیدریان : او توانست که یک سبک جدید را بنام ( دای فو) در رشته ورزش به جهانیان تقدیم نماید که خود یک خدمت بزرگ میباشد.

ژنرال محمد موسی خان ( هزاره) : بزرگ ترین پسر سردار یزدان خان است . او توانست در سال 1926 در گردان ششم نیرو های تفنگدار مرزی سیزدهم به عنوان دسته فرماندهی خدمت می کرد و در زمان ریاست جمهوری محمد ایوب خان ( 1958-1969) فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان شد. بعد از آن که از ارتش بازشسته شد، ریس جمهور ایوب او را به عنوان فرماندار پاکستان غربی (1969تا 1970) منصوب شد. در سال 1978 از طرف ضیاالحق به عنوان فرماندار ایالت بلوچستان برگزیده شد.

شربت علی چنگیزی ، مارشال معاون نیروی هوایی :

هزاره ای از مردم بهسود مقیم شهر کویته که از طریق کارهال عالی و بلند مرتبه خود در جنگ هند و پاکستان در سال 1965 به موقعیت بالای در نیروی هوایی پاکستان رسید. او یکی از مرتب ترین افسران نیروی هوایی در پاکستان است. در زمان حاکمیت داوود ، زمان اندکی به عنوان وابسته نظامی در سفارت پاکستان در کابل خدمت کرد .

سایره( بتول ): او یکی از نخستین زنان بود که در رشته نیرو هوای  بلوچستان توانست مقام اول را  در سطح بلوچستان و  مقام سوم را در سطح پاکستان بدست ارد.

نتیجه گیری

قدامت تاریخی زیست و زندگی هزاره ها در هزاره جات بیشتر از طول و پهنای تاریخ است ، منتها در ادوار مختلف تاریخ این خطه باستانی و مردمان ساکن آن که اکنون هزاره یاد میشود ، دارای نامهای قبایلی مختلف قومی بوده ومنطقه نیز دارای اسامی مختلف به ارتباط وضعیت طبیعی و جغرافیه اش بوده است.

این سرزمین باستانی با تاریخ حماسی مردمانش که درون دره ها دامنه کوهها ، کنار دریا ها و دشت های حاصلخیز آن به حیات پرداخته اندوهیچگاه از زبان تاریخ فرونیفتاده است ، تاریخ مبارزات و تمدن این خط ه کهنسال در قرون گذشته و نسل های اینده بخشی از زیباترین فصول تاریخ منطقه بوده و خواهند بود.

قلل شامخ و دره های زیبای هزاره جات و ساکنان قهرمان آن همچون کام اژدها در طول تاریخ نگذشته اند سم اسپ مهاجمین در خم و پیچ دره های آن به ارامی برزمین نشیند ، کوروش هخامنشی با تهاجم و خشیانه اش آنچنان خاک در چشم شد که بزودی مزه تلخ آنرا اسکندر یونانی با حسرت و اندوه در گوربرد...

سپاسگذاری : با تشکر از تمام دوستان که در قسمت های مختلف این مقاله با من همکاری نموده است و باتشکر از کاکایم حاجی نصیر "یوسفی" که در قسمت انشا با من همکاری نموده است , دیگر اینکه جا دارد از تمام همصنفانم تشکر نمایم که در قسمت قراءت این مقاله مرا تشویق زیادی نمودند . 

منابع و ماخذ

1 : "پولادی" حسن , هزاره ها, ترجمه علی عالمی کرمانی

2: "جاغوری" حیدر علی , هزاره ها و هزارجات باستان در آینه تاریخ

www.ahamid.blogsky.com