X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 1389/04/04 در ساعت 07:25 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : عبدالحمید یوسفی

عنوان : مراسم رسم و رواج مردم نیقلعه


امروز می خواهم در رابطه با زادگاه خویش خدمت استاد نهاید محترم و  شما غزیزان که در رابطه باسیمنار امروزی من است تحت عنوان قلعه نای غزنی معلومات که تهیه دیده ام به سمع شما برسانم !

قلعه نای غزنه یا نی قلعه فعلی از مربوطات ولسوالی قرباغ غزنی است  که با فاصله تقریبی 10الی 12کیلومتر از سرک پخته شاهراه کابل قندهار می باشد و دارای 25 قریه می باشد .

دارای دو مکتب لیسه هم بچه گانه و هم دخترانه می باشد و دارای دو کلینک نیز می باشد.

قلعه نای غزنه یا نی قلعه فعلی زمانی در زمان سلطان مسعود حصاری بوده است و محل زندانی که در آن مسعود سعد سلمان شاعر دری زبان که اشعار آنرا حتما خوانده باشید . در این حصار زندانی بوده است که اگر این  محل در کشور های دیگری غیر از افغانستان می بود باید یکی از محل های دیدنی و قابل توجه دولت وکشور و باستان شناسان می بود .

اگر در رابطه با این محل معلومات کافی داده شود به یک موزیم ملی باید تبدیل شود و سالانه هزاران  انسان از تمام دنیا به دیدن آن بیایند و محل دید و باز دید باستان شناسان قرار بگیرد و منبع در آمدی برای این ملت و مردم گردد.

می خواهم کوتاه عرض کنم که در این قلعه آب های گرم در زمستان قرار دارد و غاری بنام غار بیری هنوز موجود است و زمینه های چهل زینه در یک طرف کوه موجود است که تا 20 سال قبل مردم محل مانند غار های بامیان در آن زندگی می کردند .

و فعلا تبدیل به انبار علف و هیزم برای مردم محل است و هر غاری به اسم شخصی فلان آدم و کسانی که آنرا قبلا تصاحب کرده بودند می باشد .

این کوتاه معلومات اگر کسی بخواهد بشتر بداند یا باید به این محل سفر کند و یا کتب تاریخی را مطالعه بفرماید .

در این جا لازم به آن می دانم که مختصری به تاریخ مسعود سعد سلمان نوشته کنم

مسعود سعد سلمان از شاعران دوره غزنوی و سلجوقی است. اصلش از همدان بوده ولی تولدش در حدود سال 440 هجری در لاهور صورت گرفته است. مسعود در دربار سلطان ابراهیم بن مسعود پانزدهمین پادشاه غزنوی (451-492) انتساب داشت. چون سیف الودله پسر سلطان ابراهیم بعد از چند سال حکومت در هندوستان مورد سوظن واقع گردید و سلطان فرمان داد او را با عده ای از ندیمانش گرفتار نموده هر یک را بزندانی بردند. مسعود سعد را نیز که درین موقع برای شکایت بغزنین آمده بود به سعایت دشمنان و حودان توقیف کردند او را هفت سال در قلعه های دهک و سو و سه سال در قلعه نای محبوس نمودند چنانکه خود گوید :

هفت سالم بکوفت سو و دهک        پس از آنم سه سال قلعه نای

و فات مسعود سعد ظاهرا در سال 515 بعمر 75 سالگی اتفاق افتاده است .

نوت : شما می توانید برای اشعار مسعور سعد سلمان به صفحه 65 کتاب دری صنف یازدهم نیز رجوع نماید .

و حال می خواهم در رابطه با عنعنات و رسم و رواج های محلی کمی توضیع دهم نمی دانم از کجا گویم هر مردمی بخصوص مردم که بومی و اصلی است رسم و رواج های خودش را دارد .

مثلا اعیاد و روز های عید مانند عید روزه و عید قربان یا عید کلان در قبل از روز های عید سنت مردم دو روز به عید پیشی بنام عید مرده ها دارند که بیاد اموات و مرده ها نذر و خیرات هر خانواده در نظر می گیرند و فقیر ترین کسانی بشول همسایه ها را دعوت و غذایی که ترتیب داده شده نوش جان می کند و در آخر بروح اموات دعا می کنند. اما شب عید مربوط به عید زنده است باز هم غذا ترتیب داده می شود و در محل جمع می شوند و اهل قریه با هم خوشحال کنان به استقبال عید فردا غذا های تهیه شده در خانه را با افراد محلی و قریه تقسیم شده و به خانه های یکدیگر روند اما روز عید دست ها خینه شده و لباس های تمیز و پاک خوشحالی و سرور همراه فرا گرفته بازهم دور هم همه افراد ده جمع می گردند و با هم عید مبارکی می گویند و تا سه روز به خانه های یک دیگر به عید مبارکی می روند و نیز امروز پول های تحویل کوچکتر ها از طرف بزرگان به عنوان هدیه عیدی داده می شود .

و بازی های همچون تخم بازی و یا ( خیگینه جنگی ) در هر گوشه به چشم می خورد.

چیزی که قابل توجه است اسپ داران در میاونی بزرگ جمع می شوند و نیزه زنی رواج دارد.  که متاسفانه در این سالهای آخر به خاطر کمبود باران و آب کافی و علف زار ها افراد و اشخاص به قبلا دام واسپ داشتند بی اسپ اند و این بازی دیگر جای خاص خودش را ندارد.

شیغی ( بجول ) بازی بین افراد کوچک و پسران در زمستان رواج مخصوصی خودش را دارد که اگر پدران از آن با خبر شوند بچه ها لت و کوب می گردند.

و بزرگ سالان در مسجد حمله خوانی می کنند که یکی این کتاب را با صدای خاصی توجه مجلس را به خود جلب کند  می خواند و شخصی دیگری آنرا تفسیر می کند و دیگران به آن به سکوت گوش می دهند.

دیگر اینکه بچه های جوان برای گرفتن گرگ ، خرگوش، شغال ، روباه ، و شکار پرنده گان به دشت و کوه های دور دست و پر از برف می روند و شکار را که با خود گرفته اند می آورند وبه  نمایش می گذارند.

دیگر قرقه زنی نوعی دیگری بازی است که قبلا در ایام عید و دیگر شادی ها مانند تولد پسر جایگاه خود را داشت. که سابق تفنک های دهن پر با باروت که تیر سربی درست می کردند قرقه ( نشانه ) می زدند.

 

بچه ها جدا گانه و دختران جدا گانه در محل های خصوصی بین خود شان لنگی می زدند که یک پا را بدست و پا دیگر در زمین لنگ کنان با هم بازی می کردند و به همدیگر می زند

 مراسم عروسی

اول که بچه دختر را انتخاب می کند بعد با یکی از بزرگ سالان خانه این مسله را  به میان می گذارد که من می خواهم با فلان دختر عروسی کنم

و بعد  پدر ، مادر ، کاکا ،  و هر آن کسیکه در خانه بزرگ باشد به خانه دختر می روند بعد از احوال پرسی و چای به پدر دختر و هر انسیکه در خانه بزرگ باشد می گوید بچه ام را به غلامی خود قبول کن و یا می خاکستر جارو کردن آمدیم بعد پدر دختر می گوید که موافقه می کند یا خیر یا می گوید بچه باید را دختر صحبت کند و یا اگر موافق نباشد بهانه می آورد که دخترم هنوز خورد است و یا با کسی دیگر به شرط بسته ایم .

اگر پدر دختر قبول کرد پدر بچه می گوید برای شال انداختن چه وقت بیایم و زمان عروسی را تعین کنید  بعد از طی نمودن موافقه در روز عروسی نیز  رسم های خاص خود را دارند .

دونفر شاه بالا داماد دارد و دونفر شاه بالا عروس که در این روز هر کدام شاه بالا های داماد داماد را رهنمای می کند و همچنان شاه بالا های عروس را رهنمای می کند .

دیگر مردان به بازی های چون قرقه زنی (نشانه زنی ) پای کوبی و غزل و زنان به بازیهای  پای کوبی ، پوفی ، و غزل سر گرم اند .

بعدا وقتی غذا می شود که عموما تیپشی ( نان بوته) می آورند و بعد از غذا دوباره به سرگرمی های خود مصروف می شوند.

دیگر مراسم غم است :

و همچنان مراسم مانند شب قدر ، مراسم عاشورا است که از اول عاشورا الی 10 هم عاشورا و همچنان چهلم را با سنیه زنی ، زنجیر و سینه های دوری که بزرگ سالان می زند با پایان می رساند.